سه شنبه، شانزدهم شهریور، بلیط های مشهد مقدس در دست مدیران ارشد ستاد مرکز و شعب استانی بود.

مردان ایثار، از سراسر کشور وعده داشتند تا خود را به میعادگاه مهر و رأفت و عشق، مشهد الرضا برسانند، آبکار مدیر شعبه خراسان رضوی ظرف مدت ۲۰ روز باید کارستانی انجام می داد که باغ ایثار مهیای پذیرایی از مدیرانش گردد، مدیرعامل ساعت ها پشت در بسته اتاقش، تنها نشست تا متن سخنرانی ۱۰۰ دقیقه ای خود را آماده کند. درخشان و عبدی همچنان تا آخرین لحظات پرینت می گرفتند و ریال ریال، حساب استان ها را چک می کردند که مبادا، قرانی، دیناری، ریالی از صحت گزارششان کسر گردد، دبیر اجرایی گردهمایی جناب قائم مقام، سین برنامه در دست، موبایل بر گوش، عینک بر چشم در پی منظم بودن برگزاری بود و الحقیر الفقیر الیتیم الروابط عمومی، در پی برنامه های مبنی مراسم، کی فیلم بگیره، کی عکس بگیره، کی تشریف ببرند صرف میان وعده، کی بریم زیارت، غذای حضرتی درست شود یا نشود، مهندس قربانی و میرآب هم که زودتر از بقیه محضر امام رضا (ع) مشرف شده بودند تا سالن همایش را مهیای پخش فیلم و پاورپوینت و تصویر کنند و برنامه ریزی اقامت همکاران را در کنار یکدیگر انجام دهند.

القصد، مدیرعامل و اعوان و انصارش ساعت ۱۷ تهران را به مقصد مشهد مقدس ترک کردند و مدیران شعب از دو روز قبل خود را یکی یکی به وعده گاه رساندند.

باغ ایثار با ایثار همکاران خراسان رضوی، ظرف چند روز کاملاً تغییر کرده بود و مهیای اقامت بود و حتی از سالن پذیرایی، یک سالن کنفرانس پرتابل ساخته بود.

فضای شبانگاهی باغ ایثار در میان رنگ ها و نورها و موسیقی جریان آب و خنکای هوای طرقبه، زیر چتر مقدس روضه رضوی، بهشتی شده بود، شایسته تحسین.

هنگام صرف شام که همه دلشوره ی تأخیر در زیارت معشوق را داشتند، حریم دوستی و مودت آقایان مدیر بر طراوت فضا افزوده بود و بلافاصله پس از صرف شام، عشاق خود را به معشوق رساندند و به نشان عشق در محضر شریفش دست ادب به سینه گرفتند و با افتخار در پیشگاهش عرض نیاز کردند و تا نیمه های شب در اقیانوس کرامت رضوی غرق بودند.

چهارشنبه هفدهم شهریور، همه می دانستند که روز سخت و پرکاری پیشرو دارند و بدون شک باید تمام قوای جسمی و فکری خود را به کار گیرند و بالاخره با ۱۰ دقیقه تأخیر ورود ریاست هیأت مدیره و مدیرکل بنیاد استان، گردهمایی رسماً، کار خود را آغاز کرد.

بیدقیان دبیر اجرایی مراسم، فضا را به حلاوت کلمات الهی و نفس گرمش معطر کرد که با آغاز صلوات خاصه اما رئوف، پرچم مقدس گنبد حضرت سیدالشهداء (ع) و ابالفضل العباس (علیها السلام) چشم حضار را به شبنم مقدس نمناک کرد و دست های متبرک به ضریح رضوی به بیدق حسینی و نشان عباسی تبرکی مجدد یافت.

خیرمقدم عابدی مقدم، مدیرکل بنیاد استان خراسان رضوی، سرآغاز کلام بود و این آغاز را پایانی نبود تا ساعت ۲۲، ده شب بود که آقای مدیرعامل علیرغم میل باطنی، رخصت ترخیص حضار را صادر فرمودند.

با این که این جلسه نفس گیر، راه بر توان بسته بود اما شوق زیارت علی بن موسی الرضا (ع) راهی نیست که با هیچ سوی بتوان بر عشاق و دلباختگان بست و عشاق سراسیمه به محضرش رسیدند و تا نیمه های شب خود را مبهوت عظمت آن آستان آسمانی نمودند.

پنج شنبه هجدهم شهریور ماه صبحی آغاز شد که هم معطر به عطر زیارت زوار بود و هم منور به دیده ها و شنیده های راهبردی از سیاست های کلان موسسه ایثار، مردان ایثار مجدداً در سالن جلسات حاضر شدند و جمع بندی آقای مدیرعامل را استماع کردند و در ۲۵ بند ماحصل این نشست نفس گیر را به روایت قائم مقام موسسه شنیدند.

که بالاخره دکتر انصاری، قائم مقام بنیاد در جلسه حضور یافت، او سحر به مشهد آمده بود و این جلسه، جلسه سوم امروزش بود اما همچنان با انرژی و بشاش بود که حتماً این از فیض کریمانه علی بن موسی الرضا (ع) بود تا سالگرد فرزند شهیدش، عمار کمتر از یک هفته باقی بود اما همچنان راست ایستاده بود و البته چشمان کم سوی من از قلبش بی خبر است.

آنچه شرط بلاغ بود گفت و شنید و از ماحصل تلاش هیأت مدیره گذشته کاملاً خشنود و راضی بود، که شرح مفصلش در خبرهای بعدی واصل خواهد شد، ایشان الزامات استمرار حیات و فعالیت موسسه را بند به بند متذکر شدند و پس از اهدای لبخند مشروط رضایت به ادامه فعالیت پایش سلامت موسسه، با همراهی ایزدی و عابدی مقدم، رئیس جدید هیأت مدیره و مدیرکل بنیاد استان خراسان رضوی جمع مدیران شعب استانی موسسه را ترک گفتند.

پایان این گردهمایی منجر به گردهمایی دیگری شد در میهمانسرای آستان قدس رضوی که همه همکاران را بر خوان پربرکت علی بن موسی الرضا (ع) منعم ساخت. حلاوت غذایی که از اموال شخصی خورشید هشتم تهیه شده بود نوری به جسم و جان همکاران ما داد که تمام خستگی ها از وجودشان گریخت و در جام جانشان سور سرور ریخت. زیارت وداع آخرین لحظه و آخرین فرصت و غنیمت بود که حاصل شد.

۱۷ ساعت نفس گیر، ظرف یک و نیم روز پیشروی ولی نعمت ملک ایران، پایان یافت که سرآغاز قصه ای دیگر است.

یاران و مردان ایثار رفتند تا آنچه را که دریافتند ابلاغ و به اجرا برسانند، زیرا این زیارت تکمیل نمی شود مگر با وفای به عهد و اجرای امری که برایش از سراسر کشور فرا خوانده شوند.

زیارت و نان امام رضا (ع) وقتی در جسم و جان اثر می کند که جسم و جان بینا و بصیر باشد و بینایی و بصیرت سوغات مکتب نبوی و مذهب علوی است.

در آستانه عید قربان، غدیر و دهه ولایت برای همه همکاران پیروزی و افتخار، در کار، زندگی، دنیا و آخرت آرزو می کنیم.